نجم الدين ابو الرجاء قمى

99

تاريخ الوزراء ( فارسى )

نظام الملك با علو درجت و ارتفاع مرتبت ، اگر خواستى كه از شادروان عدل ، ( 88 پ ) كه به شش هفت ماه كمال الدين بازگسترد ، به شش هفت سال بازگستردى ، از آن عاجز آمدى ، و بر خويشتن تكليف ما لايطاق كرده بودى . نظام الملك را در اول چند خون به ناحق در گردن آمده بود . عميد الملك ابو نصر كندى را بفرمود تا هلاك كردند . عميد الملك خورشيد آسمان مبارك سلجقى بود . بر گل ملك ، بلبلى چون او خوش‌سرا ننشست . به مصابيح عدل او جهان افروخته شد . تا پاى او در ميان نيامد ، بر ملك دست نيافتند ، و گردن شير ستبر نشد . به حسن تدبير از خوارزم ، خوارزم آمد ، و كرمان از كرمان پاك شد . او بر بام شام نام بود ، و از شهرها سيستان سىستان . نمد خلل‌ها به آفتاب او خشك شد . او خود در وقت انتشار و انتظام كار خويش دانست كه اكل او را تخمهء وخيم باشد ، و گوى او را گرز بر چوگان بود . در اين معنى گفت : وزارة باض فى رأسى و ساوسها * تدور فيه ( 89 ر ) و اخشى ان تدور به . شمع مبارك سلجقى را عميد الملك پروانه بود كه بسوخت . سلطان طغرابك اوخصى فرمود كردن ، به سبب آنكه در ايالت خوارزم با وى عصيان كرد ، پس از آن او را به اصطبل فرستاد ، تا ستوردارى كند ، پس از آن او را به سگ‌خانه فرستاد ، تا سگان را مىدارد ، بعد از آن همه مذلت و خوارى كه فرمود ، حال رضا بازآمد ، وزارت بر وى تقرير كرد ، و او را در وزارت تمكينى باديد آمد كه احمد عبد الصمد ، رئيس بوجگان را ، و ابو القاسم حوالى را ، و نظام الملك ابو محمد دهستانى را ، كه پيش از وزراى سلطان طغرل بودند ، عشر آن نبود . ثبات چنان ملكى به چنان وزيرى بود . پادشاه را بىوزير ، تمشيت‌كارى نباشد . در شب به ستاره